خرید بک لینک
. . قرار به خوب شدن حال چشماش بود.... اما آخرین بار حرف از جراحی اون چشم ها می زد... چشم هایی که یه روزی تو چهار راه تهرانپارس خیره مونده بود به نگاه من. نگاه من به راه تو.... تو که آروم دور می شدی و

برچسب: نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: شنبه 27 مرداد 1397 ساعت: 15:02

.............. شنبه ست. بیست و ششم اسفند ماه. از یک ماه پیش تا حالا خیلی سعی کردم بنویسم اما هر بار که خواستم بنویسم یه کاری پیش اومد. یه مشکلی پیش اومد. یه سکته ای رخ داد. اسفند برای من همیشه شبیه حا

برچسب: نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت: 12:18

ساعت که از هفت گذشت این همه زندگی من بود که به وعده ش وفا کرد. از راه رسید. با سبابه دست چپ اشاره کرد به روبرو. یه خیابون بالاتر پیاده شدیم. من مردم توی آغوشش. بغض داشتم. از ساعت شش تا هفت فقط گری

برچسب: نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت: 12:18

حالا هی ببار هی ببار و این دل لعنتی رو هوایی کن هوایی ش کن. زندگیم شده سوال. چرا؟ عجب اردیبهشت تلخی شده برام. یه مشت قرص می خورم تا بخوابم. یه مشت قرص می خورم تا بیدار شم. تقاص از این بدتر؟ مریض حال

برچسب: نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت: 12:18

....

بد خوابیدم.

تا صبح ده بار از خواب پریدم.

وقتی بیدار شدم دیدم یه چیزی نوشته:

عشق می تونه آدم و تغییر بده

شاید بهتر بشی

شاید بدتر بشی

اما هیچ وقت نمی تونی اون آدم قبل باشی!

..........

برچسب: نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت: 12:18

از صبح که بیدار شدم حالت تهوع داشتم. خیلی سعی کردم خودمو کنترل کنم اما نشد.... حالا بدنم یخ کرده. هومن، همکارم رفت برام دوغ گرفت و حسابی شورش کرد تا فشارم بیاد بالا. بهترم الان. اما نمی دونم چرا یخ

برچسب: نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت: 12:18

همه ش فکر می کنم بالاخره یه روزی می رسه که با هم می شینیم رو به یه ساحل آروم. همه ش فکر می کنم بالاخره یه شبی می رسه که با هم کنار آتیش می شینیم تا سپیده صبح. همه ش فکر می کنم بالاخره یه صبحی می رسه

برچسب: نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت: 12:18

شال و کلاه کن آسمون خیسه ...

هه ...

#پروانه

#دلم

#محبوب_من

#فراق

#برگریزان

#دنیای_من

#خاتون_بی_ریا

برچسب: نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت: 12:18

یا رفیق من لا رفیق له ای رفیق کسی که رفیقی برایش نیست ......................................................... .................................................... .................................

برچسب: نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت: 12:18

بهار داره تموم می شه. بهار سنگین با همه بارون های نفسگیرش اما من منتظر پاییزم. کاش اینجوری بود که می تونستیم خودمون انتخاب کنیم که تو چه فصلی باشیم. فکر کنم در این صورت همه عمر من تو پاییز می گذشت.

برچسب: نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت: 12:18

.... یه چیزی ام امروز بین سرخوشی و اندوه یه آشوب مطلق سرگیجه ای که انگار تمومی نداره کاش یه قرصی می ساختن واسه حالم که بندازم بالا و یادم بره از کجا اومدم اینجا و چجوری اومدم ...... براش نوشتم: لولای

برچسب: نویسنده: ابوالفضل ایمانی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1397 ساعت: 12:18

صفحه بندی